#پارت11
دنیای مجازی پسر بیت‌کوئین

صحنه: حامد از کابوس بیلی خارج می‌شود و حالا در دنیای دیجیتال پسر بیت‌کوئین فرو می‌رود. اینجا همه‌چیز دیجیتالی و مصنوعی است. صفحات مانیتورها با نمادهای عنکبوت درخشان پر شده‌اند.

پسر بیت‌کوئین پشت کامپیوترش نشسته و کدهای پیچیده‌ای را وارد می‌کند. دست‌هایش با سرعت غیرقابل تصوری حرکت می‌کنند، اما چیزی از پشت او را احاطه کرده است... تارهایی دیجیتالی که به شکل عنکبوت‌های مجازی در حال پیچیدن به دور او هستند.

پسر بیت‌کوئین: (به آرامی و با لحنی فلسفی) "این دنیای عنکبوت‌هاست. هرچه بیشتر کدها رو بشکنی، بیشتر در تارها گیر می‌افتی. فکر می‌کنی آزادی... اما فقط درون تارهای جدیدی گرفتار می‌شی."

مانیتورها روشن‌تر می‌شوند و نماد عنکبوت‌های دیجیتالی بزرگ‌تر می‌شوند. پسر بیت‌کوئین به حامد نگاه می‌کند و لبخندی خسته به لب دارد.

پسر بیت‌کوئین: "فکر کردی می‌تونی از اینجا فرار کنی؟ این دنیای منه. دنیای تارهای دیجیتال. جایی که جادوگر به من قدرت داد تا کنترل کنم، ولی حالا من هم بخشی از این تار شدم."

حامد با وحشت به صفحه مانیتورها خیره می‌شود. تصاویر تاریک و نمادهای عنکبوت، فضا را پر کرده‌اند. او احساس می‌کند که عنکبوت‌ها حتی از درون مانیتورها هم به سمت او خیز برمی‌دارند.

#داستان_جادویی