فصل دوم
ایران
خانه ایدین و آیدا شب
یک خانه قدیمی در محله جنوب شهر را می بینیم که مادر از شده خستگی سرش را بسته و خوابیده و دختر و پسری (آیدین و آیدا) در آشپزخانه در یخچال خالی دنبال یک تیکه غذا می گردند

چند ساعت بعد
دعوای شدید آیدین و آیدا سر یک تروار که از زیر کاناپه خانه پیدا می کنند و صورت زخمی آیدا (صدای گریه آیدا)

شب
آیدین را می بینیم که در اتاق مست است و روی دیوار عکس یک ماشین را نقاشی را می کنه و آیدا که در اتاق کناری نشسته و با حسرت به ناخن هایش نگاه می کنه و پیج های آرایشگر ها رو نگاه می کنه که در حال آرایش و هستن و رقم های ملیونی

توجه اش را یک پست جلب می کنه زنی که برای یک شب مهمانی شبانه برای ماه گرد دوستی اش صد ملیون خرج کرده پست را چند بار ریپلای می کنه

چند روز بعد
آیدا را می بنیم که در اتاق چت روم در حال درآوردن شکلک است و یک نفر برایش دایرکت می فرسته و آیدا با دیدن صفحه چت جیغ می کشه و فریاد می کشه : a سلبریتی باورم نمیشه اون منو دید اون دید میگه چطوری به من میگه چطوری اون به من میگه چطوری
آیدین به سمت اتاق او می آید در حالی که مست است و بهت زده به او نگاه می کنه

سه شب بعد
خانه آیدین و اید
آیدین کلی خرید کرده و در حال چیدن یک میز مجلل است و آیدا دور میز می چرخه و صدای بلند موسیقی

یک ساعت بعد
سلبریتی همراه دو نفر مقابل آیدین و ایدا نشسته اند و سلبریتی در حالی که مست است با آیدا شوخی می کنه و صدای خنده های بلند و زنی که همراه سلبریتی است به مرد کناری اشاره می کنه مهمون هامون حتما از این خوششون میاد
سلبریتی نگاهی به آیدین نگاه می کنه و میگه :برای بساط روی تو حساب کردم برای هر کدومش اگه همه چی مهیا باشه شبی ده تومن گیرت میاد

آیدا زیر لب :دیگه هرشب شام داریم
تمام اتاق تاریک می شود و نماد یک دیو را پشت میز شام می بینیم که می خندد و با صدای بلند دست میزند و خاک بر سر همه می ریزد و هیچ کدام خاک ها را می بینند و صدای بلند دست و رقص دیو که چند نفر دیگر همراهی اش می کنند
و دیو روی خانه می نویسد بلاگر سلبریتی شدن مبارک و پشت سر مهمان ها از خانه خارج می شود چراغ های سقفی خانه می شکند و آیدا یک شمع روشن می کنه و با نور شمع به بیرون نگاه میکنه آیدین که هنوز مست است به سمت یخچال می رود و سرش را داخل یخچال می کنه و خودش را در حال رانندگی در خیابان های خارج تصور می کنه

#داستان