بابپولار
#پارت۲۷
آسانسور شب
مانیا به تصویر مرد کلاهدار در آینه نگاه میکنه و صدایی در ذهنش تکرار می شود
(صدای دختر: اگه شماره اون نیست پس این شماره کیه ؟
_چرا رفتی اونجا آخه چرا رفتی
_دعوایی که تو با نازنین راه انداختی انتظار داشتی چیکار کنیم
_زنگ بزن بهش
_چی میگی
_زنگ بزن
صدای مرد_به به خانمی چه زود زود دلتنگ میشی
صدای دختر: خودش نیست ؟یعنی رضاست ؟
_بسه تو رو خدا همش رضا رضا .خوب میدونی کیه تمومش کنید دیگه)
ادامه محوطه آسانسور
صدای ضربان های دست را می شنویم که به سقف بالای آسانسور میخوره کاهن مقابل درب ایستاده
مانیا: باشه نمی رم خیالت راحت شد
صدای رعد و برق و باران می شنویم مانیا دوباره نگاهش به مرد کلاهدار می افته و صدای خنده های چند نفر را می شنویم و به سمت صدا میرود
ادامه
مانیا مقابل مرد کلاهدار ایستاده در حالی مرد کلاهدار مشغول بازی با گوش اش است
مانیا: اینقدر خوب نباش
مرد کلاهدار:؟؟؟
_وقتی ساکتی آدم ها جای تو صدات میشن
_چرا برگشتی مگه نمی خواستی بری دنیای واقعی
_نشد با ذهن سیاه نمیشه تازه گفت باید یکی یکی رفت
_؟؟کی گفت؟؟
_تو حرفامو باور میکنی ؟؟؟
_چه فرقی داره آدمها باید باید برای خودشون زندگی کنند نظر بقیه خیلی مهم نیست
_باهام تا طبقه آخر میای ؟اون آسانسور رو ببین شاید بشه یه طبقه به طبقه بالا رفت اما من باید به طبقه آخر برسیم تنها راه رسیدن به دنیای واقعی
_و بعدش؟
_شاید نظر آدم ها خیلی مهم نباشه اما شاید برات مهم باشه که برای تو برگشتم نمی خوام اینجا باشی توی دنیای بازی ها
_چرا دیگه بهم نمی گی صاحب شهربازی؟
_چون نیستی
_از کجا مطمئنی ؟
_مهم اینه که ناراحتم وقتی تو رو بین این صداها بزارم و برم نمی تونم آخه من آدمم ربات نیستم که
_چرا این کارو میکنی؟
_چون با ذهن سیاه نمیشه رفت دنیای واقعی شاید تو هم باید برگردی دنیای واقعی شاید همه آدم ها
_اونجا کجاست
_جایی که آدم ها بازی نمی کنن و ربات های جای انسان ها نقش نگرفتند بین ما
_شایدم برای اینکه دوستم داری
_آسانسور اونجاست من باید برم شاید این آخرین باری باشه که اومدم دنبالت قانون ها رو شکستم چون مثل کاهن خیلی باورت کردم
_چرا اینا رو بهم میگی؟
_به تو .شایدم به همه میخوام بگم خیلی وقته فرق بازی و صدای واقعی واقعی آدم را میدونم
_طبقه بعدی چیه؟
_آدم ها و داستان هاشون (با گفتن این جمله به سمت آسانسور میرود و به کاهن اشاره میکنه: قانون اول پیش قضاوتی پاک میشه )
#داستان_معمایی